می دونم شهید می شم!
بسم رب الشهدا و الصدیقین
دستم را کشید و برد پشت نخل ها،گفتم:"همون جا نمی تونستی بگی؟..." دست هایم را گرفت و بغض کرده بود...
یواش گفت: " نه حاج آقا... تو رو بخدا...شما تعبیر خواب بلدی؟" گفتم:" آخه..." پرید وسط حرفم " دیشب خواب حضرت زهرا رو دیدم... منو دعوت کرد خونه شون..."
اشک هاش سرازیر شد" من می دونم تو این عملیات شهید می شم"
استفاده از این مطلب با درج نام پ مثل پلاک بلا مانع است.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۱ ساعت ۳:۱۸ ب.ظ توسط مجتبی قربانی
|